در هر دادگستري و حوزه قضائي هر شهرستان يك دادسرا تشكيل مي شود كه در معيت دادگاههاي عمومي جزائي انجام وظيفه مي کند و عهده دار كشف جرم، تعقيب متهم به جرم، اقامة دعوي و اعلام جرم از جنبه حق اللهي و حفظ حقوق عمومي و حدود اسلامي، اجراي حكم و نيز رسيدگي به امور حسبي بر اساس مقررات قانوني مي باشد كه به رياست دادستان اداره و به تعداد لازم داراي معاون، داديار، بازپرس و تشكيلات اداري مي باشد و در جرائمي كه جنبه خصوصي دارد دادسرا با شكايت شاكي خصوصي شروع به تعقيب و تحقق مي نمايد لازم به ذكر است كه در حوزه قضائي بخش (دادگاه بخش) وظيفة دادستان را دادرس علي البدل بر عهده دارد.
در نظام قضائي كنوني جمهوري اسلامي ايران همانطوري كه گفته شد براي قضات دادسراها عناوين و مشاغل قضائي پيش بيني شده است كه به اختصار توضيح داده مي شود.
1- دادستان : دادستان يا مدعي العموم صاحب منصبي است كه براي حفظ حقوق عامه و نظارت بر حسن اجراي قوانين و تعقيب كيفري مجرمين و بزهكاران مطابق قوانين جاريه انجام وظيفه مي نمايد و رياست دادسرا را نيز عهده دار مي باشد.
<وظايف دادستان
بر اساس قوانين و مقررات حاكم دادستان در حوزة قضائي مربوط داراي وظايف و تكاليف بسياري است كه در اينجا به چند مورد از وظايف مهم دادستان اشاره مي نمائيم:
الف) كشف جرم و شروع به تعقيب كيفري بزهكاران و مجرمين
ب) اعلام جرم در مواردي كه جنبه حق اللهي و عمومي دارد
ج) نظارت بر انجام تحقيقات مقدماتي و دادن تعليمات لازم به بازپرس
د) موافقت يا عدم موافقت با قرارهاي صادره از ناحيه داديار يا بازپرس
ذ) ضبط وثيقه و اخذ وجه التزام و وصول وجه الكفاله
س) اجراي احكام كيفري و جزائي
ش) پيشنهاد آزادي مشروط
ص) لغو تعليق اجراي حكم
ض) رياست و نظارت بر ضابطين دادگستري از حيث وظايفي كه به عنوان ضابط بر عهده دارند
2- معاون دادستان: معاون دادستان صاحب منصبي است كه تحت نظارت دادستان قسمتي از وظايف دادسرا را انجام داده و در غياب دادستان به جانشيني او عمل مي كند
3- داديار: صاحب منصبي است كه به نمايندگي از طرف دادستان انجام وظيفه مي نمايد و معمولاً در جرائم غير مهمه اقدام به انجام تحقيقات مقدماتي و جمع آوري دلايل له و عليه متهم مي نمايد
4- بازپرس: بازپرس يا مستنطق صاحب منصبي است كه تحقيقات مقدماتي جرائم مهمه و جمع آوري دلايل له و عليه متهم بر عهده او مي باشد و تحت نظارت دادستان وظايف قانوني خود را انجام مي دهد
داديار و بازپرس پس از ارجاع پرونده از سوي دادستان يا معاون او نسبت به انجام تحقيقات مقدماتي و جمع آوري دلايل اقدام و در نهايت مبادرت بصدور يكي از قرارهاي نهائي (قرار موقوفي تعقيب، قرار منع تعقيب، قرار محرميت) مي نمايد قرارهاي مذكور جهت اظهارنظر (موافقت يا عدم موافقت) نزد دادستان يا معاون او يا داديار با اظهار نظر ارسال مي گردد چنانچه قرارهاي صادره صحيحاً صادر گرديده، دادستان يا معاون ايشان مراتب موافقت خود را اعلام و چنانچه از نظر ايشان قرارهاي صادره صحيح نبوده باشد مراتب عدم موافقت خود را اعلام د ر اين صورت (در صورت عدم موافقت دادستان) چنانچه قرار صادره از سوي داديار صادر شده باشد داديار مكلف به تبعيت از نظر دادستان بوده لكن چنانچه قرار مزبور از سوي بازپرس صادر شده باشد و بين ايشان و دادستان توافق عقيده نباشد مثلاً يكي عقيده به مجرميت و ديگري عقيده به منع تعقيب داشته باشد و هر كدام بر نظر خويش اصرار ورزند حل اختلاف حسب مورد به توسط دادگاه عمومي و انقلاب محل به عمل مي آيد و تصميم دادگاه در اين خصوص قطعي است